السيد محمد حسين الطهراني
86
معاد شناسى (فارسى)
است ؛ پس هيچگاه با هم تزاحم و تصادم ندارند ، كما آنكه هيچگاه با هم جمع نمىشوند . و در مرحلهء نفوس بشرى ، طلوع علم و عرفان و كشف حُجب نورانى و ظلمانى چون تحقّق پذيرد ، ديگر در آن صُقع و ناحيه از نفوس ، جهل و عَماء و پرده و غِطاء نيست . و در مرحلهء ظهور نور علم و تابش آن بر هَياكِل عالم كثرت و موجودات ارضى و سمائى ، تجلّى بهشت و جنّت است ؛ و در مرحلهء خفاء و عماء كه هر يك از موجودات ارضى و سمائى به نظر استقلالى نگريسته مىشوند ظهور جهنّم و دوزخ است . و محصّل مطلب آنكه : همان بهشتى كه عرضش به اندازهء آسمانها و زمين است ، همان عالم واقع و ملكوت است كه با دوزخ تزاحمى ندارد ؛ و همان ملكوت زمين است كه وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ، و يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ ، وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ دربارهء آن صدق مىكند . و از همين بيان روشن مىشود جواب إشكال ديگرى كه : اگر بهشت در آسمان است ، پس چگونه عرضش به اندازهء آسمانها و زمين است ؟ و نيز سخافت و بى پايگى جوابهائى را كه در « مجمع البيان » از أنَس بن مالك ، و از قَتاده ، و از أبو بكر أحمد بن علىّ و ديگران نقل كرده است . « 1 » حال بايد ببينيم كه آيا بهشت و جهنّم الآن آفريده شدهاند ، يا آنكه بعداً آفريده مىشوند ؟
--> ( 1 ) « مجمع البيان » مجلّد 1 ، ص 504